سلامی تازه و یک کار برای خردسالان.
"كلاغ مسافر"
يه كلاغ پر سيا ديدم
كنار سبزه ها ديدم
ديدم ميگه با قار قار
آهاي تاكسي نگهدار
پير شدم و مريضم
خسته شدم عزيزم
انار دونه دونه
منو برسون به خونه
پول ندارم قار دارم
ديرم شده كار دارم
راننده گفت: بفرما
كلاغه گفت: ماشالا
نه چك زديم نه چونه
كلاغه رسيد به خونه