تبليغاتX
کودکانه های ما دو تا
خواب روستا

در خواب شبم به من مي رسي

چوپانها در من گوسفند مي چرانند

من چاي درست مي کنم 

ني مي زنند در من  چوپانها

خودم چاي درست مي کنم تا دود هيزمهاي تر 

 اشک هيچ چوپاني را در نياورد

گرگها گرسنه مي شوند

بره ها زهر ترک

سگها پارس مي کنند

دلواپسي ام کم مي شود

در خواب شبم به من مي رسي

سيرت نمي بينم

ماشين همسايه بيدارم ميکند

وناگهان برها رم مي کنند

 وناگهان شهر صبح می شود 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 22:9  توسط عباسعلي سپاهي يونسي  |