سال 85 مادرم را بعد از چند ماهی دست و پنجه نرم کردن با بیماری لعنتی سرطان از دست دادم. من تنها شدم، تنها تر از آن چه فکر کنم. نتوانسته بودم برایش کاری بکنم و او رفت تا بعد از طی کردن زندگی مشقت باری در همسایگی خدا آرام بگیرد. همه این سالها را هر از گاهی به خانه مان در یونسی برگشته ام بدون این که یک بار دیگر او برایم در را باز کند و برای خودن یک استکان چای بیشتر آن قدر اصرار کند که من حوصله ام سر برود. هرگز از سختی هایی که دیده بود و حق او نبود شکایتی نکرد تا من بفهمم چرا می گویند بهشت زیر پای مادران است.
امروز دوباره شنیدن قطعه ای موسیقی مرا به دیدار مادرم برد و من هیچ کاری نتوانستم بکنم جز این که آرام وبی صدا دقایقی را به گریه بنشینم و دوباره از خداوند بخواهم هوای مادرم را در همسایگی خودش داشته باشد. یادآوری کنم سهم او از دنیا تنها و تنها سختی های ریز و درشتی بود که زودتر از آن چه باید موههایش را سفید کرد.
"آرزو"
در ایستگاهی خالی از تو
من مانده ام
چون برگ تنهایی
بر شاخه ای در عصر پاییز
با فکرهای خسته و سرد و غم انگیز
در من تمام خنده ها
در من تمام حرفها
در من تمام فکرهای گرم پژمرد
ای کاش
نه راه آهن بود
نه آن قطاری که تو را برد
عباسعلی سپاهی یونسی خرداد 90
کتاب نوجوانم با نام "شاید همین اطراف باشد" هم از سوی انتشارات امیر کبیر از چاپ در آمد اگر لطف استاد مصطفی رحماندوست نبود شاید مثل کارهایی که دارم و چاپ نشده اند چاپ نمی شد. تصویرگری کتاب را فائزه تقی زاده انجام داده است.
هفته قبل یکی از دوستان جلسه شعر و قصه کودک و نوجوانی که چهارشنبه ها در محل حوزه هنری دارم یک نسخه از اولین کتابم را با عنوان "صبح و سیب" که خودم آن را نداشتم برایم آورد خاطرات یک دهه قبل برایم زنده شد خاطرات چاپ اولین مجموعه ام و برایم چه لذتی داشت.
و نکته آخر سپهر یک سال و نیم شد. این یکی از عکسهایی است که شاید دوماه قبل گرفته باشم. هم عکس را ببینید و هم شعر را بخوانید.
"زندگی"
صف کشیده اند
یازده نفر
من که می رسم
داد می زند یکی
نان تمام شد نایست
می روم به سمت دیگری
فکر می کنم
زندگی دویدن و گرفتن است
این یکی نشد از آن یکی
آی نان سنگکی

این روزها بیشتر شعر خردسال می گویم و این است که در حال آماده سازی مجموعه دوم شعر خردسالم می باشم تا آن را به ناشر بدهم. قبل از این مجموعه خردسال دیگری را به نشر "مدرسه" سپرده بودم که نام آن "آنی مانی" است. غیر از این مجموعه این مجموعه ها را آماده برای چاپ دارم مجموعه شعر نیمایی برای امام مهربانی ها امام رضا، مجموعه شعر نوجوان با موضوع آزاد که همه شعرهایش نیمایی است و هنوز نامی برایش انتخاب نکردم، مجموعه شعر کودک با نام "باران توت شیرین"، یک مجموعه داستان کودک با عنوان " ماجراهای گربه سطل آشغالی" و ...
این هم یکی از شعرهای مجموعه خردسالم .
"بخاری"
عباسعلی سپاهی یونسی
تابستونا تعطیله
میره توی انباری
وقتی زمستون میشه
کار می کنه بخاری
گرماهای داغ داغ
میده به خونه ما
وقتی میرم کنارش
به من میگه بفرما
زودی می گیرم از اون
گرما برای دستم
دوستش دارم همیشه
الان پیشش نشستم
...و اما بعد، جشنواره شعر دفاع مقدس در خراسان هم پایان یافت و برگزیدگان خود را شناخت. به بخش بزرگسان جشنواره و نتایج آن کاری ندارم که در این سالها به خودم بارها و بارها گوشزد کرده ام که هر کس باید در حوزه ای که تخصص دارد نظر بدهد تا در همه امور این سرزمین وضع از این که هست بدتر نشود. اما بخش کودک و نوجوان این جشنواره و نتایج آن برایم قابل تامل بود آن هم به چند دلیل: اول این که دوستی در این بخش برگزیده می شود که اگر چه خراسانی است اما چند سالی است ساکن تهران است و لابد داوران، از این موضوع بی اطلاع بوده اند!! دوم در بین شعرهای برگزیده، شعر نفر سوم جشنواره هم در نوع خود خواندنی است. مشکل نه از آن دوستی است که در تهران زندگی می کند و در جشنواره شعر مشهد شرکت می کند و نه آن دوستی که شعرش به عنوان شعر سوم انتخاب شده است که هر کس حق دارد در هر جشنواره ای شرکت کند، مشکل از جشنواره است و از سیاست گذاری جشنواره و تیم داوری که قبول می کنند در حوزه ای غیر از حوزه تخصصی خود به داوری بنشینند. از طرف دیگر لابد سیاستگزاران چهارمین جشنواره شعر دفاع مقدس خراسان رضوی هم دلیلی نمی بینند برای بخش کودک و نوجوان از داوری کمک بگیرند که در این زمینه تخصص داشته باشد و البته سالهاست که می بینم در خراسان هم مثل خیلی از جاهای دیگر این سرزمین، ادبیات کودک و نوجوان ادبیاتی است که در ارزشگذاری بعد از ادبیات بزرگسال قرار می گیرد و یادمان نرود در اولین دوره جشنواره شعر فجر که این نوع ادبیات در خراسان رضوی برگزیده ای نداشت و...
و از این تکرارها دیده ایم و خواهیم دید و هرگز تا به حال برای هیچ کدام از آنها هم چیزی ننوشته ام اما این بار می توانیم شعرهای بخش کودک ونوجوان را به روایت کتاب جشنواره که به چاپ رسیده است ببینیم و به داوری بنشینیم. دوستان سیاستگزار در جشنواره شعر دفاع مقدس خراسان رضوی! رحم کنید به این ادبیات و اگر حمایتی نمی کنید به آزارش برنخیزید.
سه شاعر "جایزه ادبی طهران" ویژه مهر تقدیر شدند
سه شاعر از میان هشت نامزد دریافت جایزه ادبی "طهران" در ماه مهر مورد تقدیر قرار گرفتند.
به گزارش خبرگزاری مهر، با رای هیئت داوران عباسعلی سپاهی یونسی از خراسان با شعر نیمایی"ارسال به هدهد" ، رضا شیبانی از تبریز با چهارپاره "جاده و جنگل" و سپیده مختاری از بندرعباس با غزل "پایی که برنگشت" به عنوان شاعر ماه مهر "طهران" تقدیر شدند.
عباس احمدی(قم)، لیلا تقوی مطلق(کرج)، مریم حقیقت(جهرم)، وحید طلعت(شاهین دژ) و سمیه محمدیان(ناتینگهام انگلیس) از دیگر نامزدهای دریافت این جایزه بودند.
گوش کن پرنده عزیز
شاخه های من برای توست
گرچه برگهای من یکی یکی
با نسیم صبح زود رفته اند
گرچه خالی ام
توی گوش من همیشه خدا
صدای توست
روی شاخه های خشک و خالی ام بمان
باز هم دوباره سبز می شوم
صبر کن پرنده جان
تا رسیدن بهار مهربان

هی زودتر می آید از راه
انگار سهم این وطن
از چهار فصل سال
تنها و تنها برگریزان است
شعر تازه ام در دوچرخه ۳۱ تیرماه با نام
"سرنوشت"
پرتقال خونی بزرگ گفت:
" من؛ از تمام میوه ها سرم!"
موز گفت:" اشتباه می کنی
من که بهترم"
ناگهان یکی رسید
خسته بود
پرتقال خونی اول ازهمه
قاچ شد
بعد موز ...
چند لحظه ای گذشت
نه جناب موز مانده بود
نه جناب پرتقال
زندگی دقیقه ای است
بی خیال